تولد 33 سالگی - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 15:11
چه تولد عجیبی امروز برای دوره توان افزایی اساتید دعوت شدم با اینکه هنوز برا مصاحبه دعوت نشدمانگار بایستی به فال نیک گرفتامروز عصر حال و هوای قشنگی تجربه کردم و حس کردم هدیه تولد ویژه ای نصیبم شدخدا فردارم بخیر بگذرونه و بتونم مدرک این دوره رو بگیرم
هدیه تولدم - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 15:11
دوره تمام شد و گواهی بدستم رسید...چه برد شیرینی...این روزها که گرفتار بودم مراسم تولدم به تاخیر افتاد و فردا مهمانهای عزیزی دارم...کاش ساعت روی همین وقتهای آسودگی خیال می ایستاد...کاش هیچوقت دلواپسی ه
اول مهر و سوغات فرنگ - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 15:11
امروز اول مهر بود...و من احساس کردم خوشبختم...احساس حرکت در مسیرم، افتادم روی ریل، نه اینکه سختی نباشه، هست، اما راضی کننده ست.ازین صحبتها بگذریم...انسان یک بار و برای یک نفر میتونه روحش عریان کنه...و بنظرم هیچ وقت و برای هیچ فرد دیگه این اتفاق نمیافته...اگرم هم از خود طرف زخم خورده باشی، دیگه نمیتو...
پاییز زیبا - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 15:11
من هم پاییز رو دوست دارم مث خیلی هااما نه به خاطر حس و حالای دونفره ش ...نهکه یقین دارم هیچ حس و حالی بی نظیر تر از غرق شدن در رویاهای خودت وبه یاداور دن خاطرات قشنگت و قدم زدن به تنهایی و لذت بردن از خنکی هوا نیست...پاییز دوست دارم برخلاف تصورمون که زمین آماده میشه برا خواب زمستونی، برای من شروع زن...
هم دردی - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 15:11
با آدمهای دردکشیده از دردتون نگید...بخصوص کسایی که تو زندگیشون بهشون توجهی نشده، معجون درد و بی توجهی ازشون یه غول بی تفاوت ساخته که نه تنها درکت نمیکنن که حس غمگینی هم به دردت افزوده میشه...اینا شبی
یک روز ابری - تاریخ: 1398/3/31 ساعت: 5:52
اواخر بهمن اوایل اسفندحال و هوای نوروزی شدنلعنت به این هوالعنت به خاطره هاما انسانها وانمود میکنیم به شخصی یا چیزی وابستگی نداریم و روحیه مستقلی داریم و انسان قوی هستیم...همه ما برای فرار از وابستگی ع
امتحان مونته - تاریخ: 1398/3/31 ساعت: 5:52
از امروز بگم امتحان خوب بود... برنامم براحتی نوشته شد و تونستم به دوستانم که سال بالایی محسوب میشن کمک کنم...از بعد این قضیه واس اینکه صدام کنن، خانم دکتر خانم دکتر از زبانشون نمی افتاد...نمیدونم چرا
دیدار با دکتر - تاریخ: 1398/3/31 ساعت: 5:52
امروز با اقای دکتر الف دیدار داشتم، عاطی شروع به صحبت کرد...مث همیشه عامیانه و بمن میگفت توام صحبت کنشروع کردم صحبت اما کوتاهو تحسین دکتر الف تو کلامش و نگاهش متوجه شدمتیپ رسمی من برای دانشگاه معمولا
احمد و آیدا1 - تاریخ: 1398/3/31 ساعت: 5:52
آیدا نازنین خوب خودم!ساعت چهار یا چهار و نیم است. هوا دارد شیری رنگ میشود. خوابم گرفته است اما به علت گرفتاری های فوق العاده ای که دارم نمی توانم بخوابم. باید «کار» کنم. کاری که متاسفانه برای خوشبختی
احمد و آیدا2 - تاریخ: 1398/3/31 ساعت: 5:52
آیدای خوشگلم!آن قدر خوشگل که، خودم را از تماشای هر چیز زیبایی بی نیاز می بینم. ....شبی عالی را گذرانده ام. عصرش تو را دیده ام که بسیار شاد و سرحال بودی. با من مهربان تر از همیشه.- شبش را با هم "همکاری
مرگ بهنام - تاریخ: 1398/3/31 ساعت: 5:52
بخوام از تو بگذرم ، من با یادت چه کنمتو رو از یاد ببرم ، با خاطراتت چه کنمحتی از یاد ببرم تو و خاطراتتوبگو من با این دل خونه خرابم چه کنمتو همونی که واسم ، یه روزی زندگی بودیتوی رویاهای من ، عشق همیشگ
ارامشت رو بغل بگیر - تاریخ: 1398/3/31 ساعت: 5:52
کافیه به عادتت غلبه کنی،اونوقت تو مالک تمام شبی، مالک سکوت ش ، خلوتی ش ، مالک تمام زمینی، زمینی که اهلش همه تو خواب نازن و تو میتونی مالک تمام قد هرانچیزی باشی که تو روز آدمهای دیگه مدعی ش هستن ووبرات ایجاد مزاحمت میکنن... آرامشت رو تو شب بغل بگیر!
انعکاس - تاریخ: 1398/3/31 ساعت: 5:52
فیلم انعکاس قشنگ بود...در مورد خیانت هست...وفاداری،وفاداری میاره و خیانت خیانت...پ.ن. گاهی همینقدر که دیدن اشک یک مرد دردناک هست، مشاهده سکوت یک زن تو شرایطی که باید داد بزنه و گریه کنه قابل تامله
خوشبختی دقیقا کجاست؟ - تاریخ: 1398/3/31 ساعت: 5:52
کاش میشد فهمید چند قدمی خوشبختی هستیم...چقدر باید دوید و چقدر فرصت استراحت هست...کاش دوران شوالیه ها به پایان نرسیده بود...همانهایی که یکهویی سروکله شان پیدا میشود و می آیند فقط برای خوشبختی تو...چقدر
معامله ای به شیرینی معامله با خدا - تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 19:30
روزگار با تمام قدرت و نهایت سرعتش داره به رشد من کمک میکنه کمرم خم میشه اما نمیشکنه یادگرفتم ایمانم رو محکمتر کنم به خدایی که بالای دست او دستی نیست... روزهای برزخی از پی هم میان این روزها در عین برزخ
تنفر - تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 19:30
در عرض یک هفته دیشب دومین بحث لفظی پیش امد و من برای دومین بار گفتم:ازت متنفرممن معتقد نیستم تو دعوا حلوا پخش نمیکنن ... و بعد دعوا ادمها یادشون میره چی بهشون گذشته...نه!تو مشاجره ها هم سعی میکنم غیر
فروغ - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 8:37
فروغ درونم روز به روز رشد میکنه... جالبه امشب متوجه شدم همسن مرحوم فروغم چقدر زود رفت که اگه میموند...چقدر حرفهای مگوی خودم رو در قالب شعرهای فروغ میدیدم... فروغ هم افسانه ای بود و تمام...
عشق بی همتا - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 8:37
حس فرار دارم از همه به جز مادرم این حس ناشی از ترس نیس خسته م بسکه تو رفتارها و محبتهای دیگران جز مادرم ناخالصی دیدم به هیشکی اعتماد ندارم این عدم اعتماد یعنی اینکه هیچکس عشقش خلوصی مث عشق مادر نداره.
چه زود داریم پیر میشیم - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 8:37
امروز عکسها و فیلمهای از بدو تولد دخترم تا الان میدیدم چقدر جسمم جوان و اما روحم خسته بوده... 8 سال جبر زمان و غربت و از برنامه ها عقب افتادن هرچه میگذره حاضر نیستم به گذشته برگردم...به عقب نگاه کنم ت
نسینی الدنیا - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 8:37
سکوت و جزوه و دلتنگی و خستگی و شوق گوش دادن به ترانه عربی نسینی الدنیا با صدای " راغب علامه": نسيني الدنيا نسيني العالمكاري كن كه دنيا و تمام جهان را فراموش كنمدوبني حبيبي من را در آتش عشقت بسوزانوسبن